برای مرتضی پاشایی عزیز

امروز فهمیدم که بیشتر باید قدر نفس هایی که می کشیم را بدانیم

امروز فهمیدم که بیشتر باید قدرسلامتی خود را بدانیم

امروز فهمیدم که خدا می تونه همه چیز به ما بده « شهرت » ، « محبوبیت » و میتونه همه چیز و بگیره

امروز فهمیدم که چقدر لیاقت می خواد که در اوج شهرت و محبوبیت بمیری و در ذهن ها جاودانه بشی

امروز فهمیدم که در اوج مردن هم لیاقت می خواد

امروز فهمیدم که ما ایرانی ها با تمام تفاوت های فرهنگی مان چقدر احساسات مشترک داریم

امروز فهمیدم که ما دهه شصتی ها حس هایی داریم که دهه پنجاه یا دهه هفتادی ها ندارند

امروز فهمیدم که باید در برابر پروردگار تسلیم محض باشیم

امروز فهمیدم که یکی هست تو قلبم برای همیشه......

امروز روز تلخ وداع با کسی است که صدای احساس در ایران بود

و صدایش سرشار از آرامش بود

آقا مرتضی تو رفتی تا ما همه این چیزها را بفهمیم

اما هیچ وقت نخواهیم فهمید که چرا اینقدر زود رفتی

بدان با رفتنت احساس ما را هم با خود بردی

اما بدان تا ابد در قلب و ذهن تمامی ایرانیان خواهی ماند

خدایا از امروز او را به آغوش تو سپردیم

به پاس آرامشی که با صدایش به ما هدیه می داد او را غرق آرامش کن

آمین

دیگر کاری به کار عشق ندارم - قیصر امین پور

نه!

کاری به کار عشق ندارم!

من هیچ چیز و هیچ کسی را  دیگر در این زمانه دوست ندارم

انگار این روزگار چشم ندارد من و تو را یک روز خوشحال و بی ملال ببیند

زیرا هر چیزی و هر کسی را که دوستتر بداری از تو دریغ میکند...

پس من با همه وجودم خود را زدم به مردن تا روزگار، دیگر کاری به کار من نداشته باشد

این شعر تازه را هم ناگفته میگذارم... تا روزگار بو نبرد...

گفتم که

کاری به کار عشق ندارم!