دلا بسوز...

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند   نياز نيم شبی دفع صد بلا بکند
عتاب يار پری چهره عاشقانه بکش   که يک کرشمه تلافی صد جفا بکند
ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند   هر آن که خدمت جام جهان نما بکند
طبيب عشق مسيحادم است و مشفق ليک   چو درد در تو نبيند که را دوا بکند
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار   که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند
ز بخت خفته ملولم بود که بيداری   به وقت فاتحه صبح يک دعا بکند
بسوخت حافظ و بويی به زلف يار نبرد   مگر دلالت اين دولتش صبا بکند

خدایا

یه احساس عجیبِ دیگه می خوام ،
همونی رو که قلبم میگه می خوام ؛
یه صبح دیگه و یه حال تازه ،
یه رویایی که آرامش بسازه ؛

یه احساس عجیبِ دیگه می خوام ،
که پیدا شه میونِ اشکِ چشمام ؛
دلم می خواد روی ابرا بشینم ،
تا دنیا رو از این بهتر ببینم ؛

خدایا قلب من پیش تو گیره ،
کنار تو همه چی بی نظیره !
می تونم غصه رو از هم بپاشم ،
می تونم عاشقِ خورشید باشم ...

کنار تو همه چی خوب میشه ،
می تونم عاشقت باشم همیشه ؛
دلم قرصه به خورشید و به ماهت ،
دلم قرصه به گرمای نگاهت ...


"محمد کاظمی"

شعر مولانا


دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که می‌جوشد میاور کاسه و منشین
که هر دیگی که می‌جوشد درون چیزی دگر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
بنه سر گر نمی‌گنجی که اندر چشمه سوزن
اگر رشته نمی‌گنجد از آن باشد که سر دارد
چراغست این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه‌ای گشتی
حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد
چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد

یک لحظه...


رفتم که خار از پا کشم محمل ز چشمم دور شد

یک لحظه من غافل شدم صد سال راهم دور شد

خداوند متعال از میان مخلوقات عالم، برخی را برگزیده است

از هستی... بهشت؛
از دنیا... حلال؛
از ادیان... اسلام؛
از کتاب های آسمانی... قرآن؛
از انسان ها... پیامبران؛
از راه ها... صراط مستقیم؛
از خانه ها... کعبه؛
از شب ها... شب قدر؛
از روزها... جمعه؛
از ماه ها... رمضان؛
از زنان... فاطمه زهرا؛
از درختان بهشت... طوبی؛
از سنگ ها... حجرالاسود؛
از آب ها... زمزم؛
از واجبات... نماز؛
از دل ها... دل شکسته؛
از چشم ها... چشم بسته از حرام؛

منابع : برگرفته از کتاب جنگ جوان، اثر حجة الاسلام محمود اکبری

طراحی آموزشی براساس الگوی گانیه


گام اول

- جلب توجه: برای جلب توجه یادگیرنده، انواع مختلف رویدادها به کار گرفته می‌شوند. توجه دانش آموزان، به تعبیر هوشیار بودن برای دریافت محرک، می‌تواند با ایجاد تغییر سریع در محرک حاصل شود. فراتر از این، روش اساسی که برای جلب توجه به فراوانی مورد استفاده قرار می‌گیرد توسل به علایق یادگیرندگان می‌باشد.مهارت در جلب توجه به همراه دانش خردمندانه از دانش آموزش درگیر در آموزش بخشی از هنر معلمی است، که می‌تواند بخش از آن یا همه‌ی آنها غیر کلامی هم باشد.

ادامه نوشته

مجلات لاتین در تکنولوژی آموزشی


Journal of Educational Technology & Societyhttp://www.ifets.info/

British Journal of Educational Technology
www.ingenta.com/journals/browse/bpl/bjet

Electronic Journal of e-Learninghttp://www.ejel.org/

European Journal of Open and Distance Learninghttp://www.eurodl.org/

Technological Horizons in Education
http://thejournal.com/Home.aspx

Journal of Educational Multimedia and Hypermediahttp://findarticles.com/p/articles/mi_hb1391/

Journal of Educational Technology Systemshttp://www.salt.org/salt.asp?ss=l&pn=jets

Australasian Journal of Educational Technology
http://www.ascilite.org.au/ajet/ajet.html

International Journal of Mobile and Blended Learninghttp://www.igi-global.com/journals/details.asp?id=7884

Journal of computers in mathematics and science teaching
http://www.aace.org/pubs/jcmst/

Journal of educational computing researchhttp://baywoodjournals.com/index.php/OJSl

تحمل


الماس کربنی است که تحت فشار به اين زيبايی و گرانقيمتی در آمده...

 فشار زندگی را تحمل کن تا ارزشمند شوی

نخواهد شد..

نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
آواره عشق ما آواره نخواهد شد
آن را که منم خرقه عريان نشود هرگز
وان را که منم چاره بيچاره نخواهد شد
آن را که منم منصب معزول کجا گردد
آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد
آن قبله مشتاقان ويران نشود هرگز
وان مصحف خاموشان سي پاره نخواهد شد
از اشک شود ساقي اين ديده من ليکن
بي نرگس مخمورش خماره نخواهد شد
بيمار شود عاشق اما بنمي ميرد
ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد
خاموش کن و چندين غمخواره مشو آخر
آن نفس که شد عاشق اماره نخواهد شد

آدم ها..

  آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند

آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند

آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند


آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند

آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند

آدم هاي كوچك بي دردند

 

آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند

آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند

آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند

آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد

آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم هاي كوچك مسئله ندارند

 

آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند

آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند

آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند