دلا بسوز...
| دلا بسوز که سوز تو کارها بکند | نياز نيم شبی دفع صد بلا بکند | |
| عتاب يار پری چهره عاشقانه بکش | که يک کرشمه تلافی صد جفا بکند | |
| ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند | هر آن که خدمت جام جهان نما بکند | |
| طبيب عشق مسيحادم است و مشفق ليک | چو درد در تو نبيند که را دوا بکند | |
| تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار | که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند | |
| ز بخت خفته ملولم بود که بيداری | به وقت فاتحه صبح يک دعا بکند | |
| بسوخت حافظ و بويی به زلف يار نبرد | مگر دلالت اين دولتش صبا بکند |
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۲ ساعت 7:56 توسط تکنولوژیست
|