دست خدا
ای وای اگر دست خودم بود چه می شد
مقصود دلم مهر و وفا بود چنین گشت
گر مقصود دلم جور و جفا بود چه می شد
ای وای اگر دست خودم بود چه می شد
مقصود دلم مهر و وفا بود چنین گشت
گر مقصود دلم جور و جفا بود چه می شد
برای تــــــو
برای چشم هایــت
برای مـــن
برای درد هایـــم
برای م ا
برای این همه تنـــهایی
ای کــــاش خدا کاری کـــند…
حکـــــــــــــــــــــایت من…
حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت…
دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت…
حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد…
زخم داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد…
گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت…
حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه…
پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود…
بی خیال است…
خیلی بی خیال…
همان کسی که…
تمام خیال من است…
مـــــــا،
نســـــلی هستیم کــــه،
بهـــــــترین حــــــــرفهــــــای زندگــــــیمان را نگفتیـــــم…
تایــــــپ کردیـــــــــم
حماقت چیست…؟
این که من…
تو را…
با تمام بدی هایی که در حقم میکنی…!!
هنوز…
دوست دارم
از تو دلگیر نیستم…
از دلم دلگیرم..
که بیوفاییت را صبورانه تحمل میکند…
فهمــــــیدهام که خیلی وقــتها
گناه نکــــردن
نتیجه ی فراهم نبـــودن موقعــــــیت است؛
توّهـــــم تقـــــــوا بَـــرم ندارد...
رفتم که خار از پا کشم محمل ز چشمم دور شد
یک لحظه من غافل شدم صد سال راهم دور شد
الماس کربنی است که تحت فشار به اين زيبايی و گرانقيمتی در آمده...
فشار زندگی را تحمل کن تا ارزشمند شوی
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند
آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند
آدم هاي كوچك بي دردند
آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند
آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند
آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند
آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم هاي كوچك مسئله ندارند
آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
باور کنید …؛
اشک ها را ریختہ ام …
غصہ ها را خورده ام …؛
نبودن ها را شمرده ام …؛
این روزها کہ مے گذرد …
خالے ام …؛
خالے ام از خشم، دلتنگے، نفرت …؛
و حتے از عشق …!
خالے ام از احـســاس
وز غم و اندوه دل افسرده ای
آنچه دلت خواست نه آن می شود
آنچه خدا خواست همان می شود
احساس سوختن به تماشا نمي شود
آتش بگير تا كه بداني چه مي كشم....